پوکی جانسون
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ويژه يک بيمارستان معروف، بيماران يک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای يکشنبه جان می سپردند. اين موضوع ربطی به نوع بيماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
اين مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبيعی و بعضی ديگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد ديگر در ارتباط می دانستند.
کسی قادر به حل اين مسئله نبود که چرا بيمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای يکشنبه جان می سپرد.به همين دليل گروهی از پزشکان متخصص برای بررسی موضوع تشکيل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصميم گرفتند تا در اولين يکشنبه ماه، چند دقيقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده اين پديده عجيب و غريب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود، بعضی صليب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربين فيلمبرداری با خود آورده ودو دقيقه به ساعت ۱۱ مانده بود که «پوکی جانسون» نظافتچی پاره وقت روزهای يکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حيات را از پريز برق درآورد و دو شاخه جاروبرقی خود را به پريز زد و مشغول کار شد!
نتیجه اینکه: بهتر است قبل از شرکت در هر جلسه، راجع به دستور جلسه، کمی مطالعه کنید، تا بعد از آن!
مدیر تلخ زبان
آقاي «مهدوي» چند سالي است كه به عنوان مدير بازاريابي و تحقيقات شركت «توکا» كه در زمينه توليد اسباببازي فعاليت مينمايد مشغول بكار است. او مديري است خلاق و منبعي از ايدههاي جديد ميباشدکه بر اساس چشمانداز كارآفرينانه و هوشمندي عملياتي او، شركت، بازار را در اختيار گرفته و به حاشيه سود مطمئني دست يافته است.
اما مشكل اين است كه «مهدوي» زبان تلخ و گزندهاي دارد. «آقای صفایی» مديرعامل شركت، بسيار اميدوار است كه «مهدوي» ياد بگيرد چگونه از گافهاي كلامي اجتناب ورزد. او حتي «مهدوي» را وادار كرده از يك مشاور كمك بگيرد.
اما درست زمانی كه اميدوار است به نتيجه برسد، ناگهان «مهدوي» مطلب نسنجيدهاي را در زمينه عدم توجه كافي هيات مديره به پروژههاي تحقيقاتي شركت، در برابر عدهاي از خبرنگاران اظهار ميدارد.
جاي تعجب نيست كه رور بعد، موضوع در چند روزنامه منعكس ميشود.
چند روز بعد نيز، هنگام ارائه سخنراني در يك كنفرانس تخصصي، با اظهار نظري عجيب درباره رخوت و سستي مهندسان شركت در اجراي ايدههاي او، باز هم مرتكب اشتباهي ديگر ميشود.
نتيجه، انعكاس بدتر در رسانههاي گروهي و افت قابل توجه قيمت سهام شركت است.
اين آغازي است براي توجه به اين نكته كه «مهدوي» قصد تغيير ندارد. بسياري از اعضاي هيات مديره از بركناري او سخن ميگويند و خواستار برکناری سریع او می باشند.
به نظر شما آيا «مهدوي» با آن سابقه درخشان بايد بركنار شود؟ يا اينكه مديرعامل شركت، هيات مديره را متقاعد سازد از بركناري مهدوي منصرف شوند.
شما چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟
مشاور پیر
يك مشاور ميميرد و در آن دنيا در صفي كه هزاران نفر جلوي او بودند براي محاسبه اعمالش ميايستد.
اندكي نگذشته بود كه فرشته محاسب ميز خود را ترك ميكند و صف طولاني را طي كرده و به سمت مشاور ميآيد و به گرمي به او سلام كرده و احترام ميگذارد. فرشته، مشاور را به اول صف برده و او را بر روي مبل راحتي كنار ميزش مينشاند.
مشاور ميگويد: من از توجه شما سپاسگزارم، اما چه چيزي باعث شده كه اين گونه با من رفتار كنيد؟"
فرشته محاسب ميگويد: ما براي افراد مسن احترام ويژهاي قائل ميشويم. ما يك پردازش اوليه بر روي
تمامي كارنامههاي اعمال انجام دادهايم و من ساعاتي را كه شما به عنوان ساعات مشاوره براي مشتريان خود
اعلام كردهايد جمع زدم. بر اساس محاسبه من، شما حداقل 193 سال سن داريد!
The Five Drucker Questions:
1. What is our mission?
Why you do what you do, the organization’s reason for being, its purpose. Says what, in the end, you want to be remembered for.
“A mission cannot be impersonal, it has to have deep meaning, be something you believe in Something you know is right. A fundamental responsibility of leadership is to make sure that everybody knows the mission, understands it, lives it”
Those who must be satisfied in order for the organization to achieve results the primary customer is the person whose life is changed through the organization’s work. Supporting customers are volunteers, members, partners, funders, referral sources, employees, and others who must be satisfied.
“Time and again you will have to ask, ‘who is our customer?’ because customers constantly change. The organization that is devoted to results-always with regard for its basic integrity-will adapt and change as they do”
3.What does the Customer value?
That which satisfies customers’ needs (physical and psychological well-being), wants (where, when, and how service is provided),and aspirations (desired long-term results).
“The first rule is that there are no irrational customers. Almost without exception, customers behave rationally in terms of their own realities and their own situation leadership should not even try to guess at the answers but should always go to their customers in a systematic quest for those answers”
4.What are our results?
The organization’s bottom line. Defined in changed live-people’s behavior, circumstances, health, hopes competence, or capacity. Results are always outside the organization.
“People are no longer interested to know,is it good cause? Instead they ask, what is being achieved? Is this a responsible organization worthy of my investment ? what difference is being made in society, in this community , in the life of individuals?
5.What is our plan?
Defines the particular Place you want to be and how you intend to get there. Encompasses mission, vision, goals, objectives, action steps, a budget, and appraisal.
“Everyone with a role should have the opportunity to give input. This looks incredibly slow. But when the plan is completed, the next day everyone understands it. More people in the organization want the new, are committed to it, are ready to act. ”
منبع: کتاب5 پرسش مهمی که شما در مورد سازمان خود سوال خواهید کرد- نوشته پیتر دراکر