تبليغاتX
ناگفته های مدیریتی

هفته پژوهش و ...

 ماه رمضان

 در این ماه مجبوریم از ارتکاب گناهان خودداری کنیم. خودمان را عادت دهیم به خواندن قرآن، به رکعت های بیشتر نماز، به سجده های طولانی تر و...اما ماه که تمام می شود می شویم همان آدم سابق، انگار نه انگار!

در هفته پژوهش نیز همه به یاد محققان می افتند، به آنها سر می زنند، حال و روزشان را می پرسند، برایشان همایش، جشنواره و بزرگداشت می گیرند و قول می دهند که به او بیشتر سر بزنند، بودجه های تحقیقاتی را افزایش دهند و... اما هفته که تمام می شود دور پژوهش و پژوهش محوری را خط می کشند تا سال بعد!

 اسفند ماه

 خیابان های شلوغ و پرسرو صدای آخر سال. مردم با جیب های پر از پول می افتند دنبال خرید شب عید. آنها ذوق زده، بی طاقت و کم دقت، بازار را پر رونق می کنند و وقتی به خانه بر می گردند پیراهن های بی دکمه و مانتوهای نخ کش شده می ماند روی دستشان!

در هفته پژوهش نیز دَم به دَم از محقق و غیر محقق! تقدیر می کنند و چنان تحویل شان می گیرند که دهان خودشان هم از تعجب وا می ماند. تنها چیزی که از این تقدیرها رسوب می کند چند عکس یادگاری و یادآوری خاطرات دلنشین آن در سال های آتی می باشد!

  ماه محرم

 در شب های عزاداری امام حسین(ع)، در هر محله، به حول و قوه الهی، چهل-پنجاه هیأت راه اندازی می شود. بعضی از این هیئات چنان کوچک و غریب اند که  اشک آدم را در می آورد. در عوض در بعضی از تکایا جای سوزن انداختن نیست. تا بخواهی لقمه آخر غذایت را قورت بدهی تمام هیکلت طعم غذا را چشیده است.

در هفته پژوهش نیز برخی وزارتخانه ها و سازمان ها چنان همایش هایی بر پا می کنند که بیا و ببین. چه ریخت و پاش ها و تجملاتی که به نام محققان و کام دیگران! صورت نمی گیرد. در عوض در دانشگاه ها (که مهد پژوهش می باشند) مراسم ها آنقدر بی رونق اند که حتی به تعداد محققان دانشگاهی هم مخاطب ندارد چه برسد به اینکه ...

 فروردین ماه

 با آن روز طبیعتش(همان سیزده بدر خودمان). در آن روز هر متر مربع چمن نیمه سبز سرما زده به اندازه یک متر آپارتمان در فرمانیه قیمت پیدا می کند! هرگونه بساطی به راه است. سماور و کاهو، سکنجبین، آش رشته و... خلاصه هر کسی سر خودش را با چیزی گرم کرده است و اصطلاحاً تفریح می کند.

در هفته پژوهش نیز در حاشیه مراسم ها و یزرگداشت ها، بساط شیفتگان چای و شیرینی فراهم است و اگر نسکافه ای هم باشد فبها! کنار بساط ها، لیوان های خالی، شیرینی های دَم خورده و تعداد زیادی آدم را می بینی که حین مز مزه کردن نوشیدنی خود مشغول وارسی اشانتیونی هستند که دریافت نموده اند.

***

 هوای غریبی است.... ، انگار که فرع به اصل غلبه دارد.آنجا نحسی سیزده را بدر می کنند و اینجا انشا الله نحسی جهالت و بی فرهنگی را !! راستی؛ در این خشک سالی، چشمه از کجا آب بیاورد بخورد ؟

2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 10:27  توسط سعید هداوند  | 

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی ...

 1. امروز بالاخره بعد از مدتها تنبلی فرصتی دست داد تا برای کوه پیمایی عازم منطقه کُلک چال بشوم. بر حسب اتفاق با یکی از کوهنوردان همراه شده و با هم طی طریق نمودیم. در طول مسیر از هر دری صحبت کردیم. او می گفت علیرغم اینکه در دنیا مال و منال زیادی ندارد اما از زندگی اش بسیار راضی است و از آن لذت کافی و وافی می برد. این دوست عزیز که بعداً فهمیدم استاد دانشگاه است می گفت: اغلب ما آدم ها در زندگی شخصی امان در حال پس دادن تاوان حرکتی هستیم که شاید سال ها قبل صورت دادیم و  اصلاً هم گمان نمی بردیم که روزی به حساب آید. او می گفت این دنیا محل عمل و عکس العمل است. برایمان محل آزمون است و همه ما تحت امتحان و محاسبه هستیم.

 2. شاید شما هم تجربه کرده باشید کسانی را که کار و کاسبی و رزق و روزی اشان به قاعده نیست. ظاهر امر نشان می دهد که باید مستأصل باشند اما بهترین ها را دارند و بهترین ها قسمت شان می شود. انگار همیشه دست خدا بالای سرشان است و کارشان، پولشان و زندگی اشان همه برکت است و از آن بلاهای محاسبه نشده هیچگاه شامل حالشان نمی شود. و البته حتماً بسیار شنیده اید از نقطه مقابل این افراد، کسانی که علیرغم داشتن همه چیز، هیچ چیز ندارند. و این حکایت بیت المال و حق الناس است.

 3. راستش را بخواهید، الان که این یادداشت را می نویسم پشتم می لرزد که گاهی چقدر ساده می گذریم از کنار تمام آن قاعده های آینده ساز یا آینده خراب کن که مقابل چشم مان است و نمی بینیم. شاید مروری دوباره بر تمام آنچه که در زندگی شخصی امان، زندگی کاری امان، ارتباطاتمان و ... انجام می دهیم لازم باشد. اینکه گاه چه ساده بهانه هایی برای انجام ندادن می تراشیم و فردا روز که همین ها گریبانمان را گرفت، زبان به گلایه می گشاییم که خدایا  مگر ما چه کردیم؟ چقدر تحمل امتحان تو را داریم؟ چرا ما را فراموش کردی؟! و قس علیهذا...

 بد نیست، دوباره سری به خودمان بزنیم.

2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 10:35  توسط سعید هداوند  | 

ريسك پذيري

 دو تا دانه توي خاك حاصلخيز بهاري كنار هم نشسته بودند. دانه اولي گفت: من مي خواهم رشد كنم! من مي خواهم ريشه هايم را هر چه عميق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش كنم.من مي خواهم شكوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم.من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس كنم!و بدين ترتيب دانه روئيد.

دانه دومي گفت: من مي ترسم. اگر من ريشه هايم را به دل خاك سياه فرو كنم، نمي دانم كه در آن تاريكي با چه چيزهائي روبرو خواهم شد. اگر از ميان خاك سفت بالاي سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند.چه خواهم كرد اگر شكوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هايم به گل ننشينند، احتمال دارد بچه كوچكي مرا از ريشه بيرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود.و بدين ترتيب دانه منتظر ماند.

مرغ خانگي كه براي يافتن غذا مشغول كند و كاو زمين بود دانه را ديد و در يك چشم بر هم زدن آن را برچید!!

2 نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 8:28  توسط سعید هداوند  | 

افتخار شیشه ای!

 این روزها موضوع «سرقت علمی» که همان تعبیر غیر محترمانه استفاده از مقالات و تولیدات علمی دیگران،عدم ارجاعات اصولی آنها و ارایه آن در ژورنال های معتبر علمی به اسم فرد جاعل می باشد، موجب جنجال فراوانی در جامعه علمی کشور گردیده است.

سابقه این نوع سرقت ها به امروز و دیروز بر نمی گردد و چند سالی است که تحقیقات و مقاله های علمی بسیاری از دانشجویان و نخبگان علمی کشور به انحای مختلف جعل شده اند. اما آنچه که باعث شده تا رخوت، بی تفاوتی و سکوت چند ساله جامعه علمی نسبت به این موضوع حساس شکسته شود آن است که موضوع از محدوده مرزهای داخلی فراتر رفته و شأن، اعتبار و آبروی علمی کشور را در عرصه های بین المللی به شدت تهدید نموده است. به نمونه های زیر توجه کنید:

 - محققان دانشگاه تگزاس اخیراً طی گزارشی اعلام نمودند که کپی برداری از آثار علمی و تحقیقاتی با درجات مختلفی صورت می گیرد. اما در فاحش ترین کپی برداری ها توسط ایرانیان، بالغ بر 85 درصد مقالات علمی متعلق به 5 مقاله دیگر از سایر محققان بوده که از هریک بین 15 تا 30 درصد کپی برداری شده و گویی مقاله، تکه های به هم وصل شده از تحقیقات سایر محققان بوده است. (روزنامه جام جم،7/8/87)

 - نشریه نیچر نیز در آخرین شماره خود آورده است که از میان مقالات کپی برداری شده در دنیا که از سوی پایگاه اطلاعاتی شناسایی آثار کپی برداری و تقلب های علمی موسوم به DejaVU منتشر شده است، بسیاری از موارد به مقالات، وبلاگ ها و گروه های فارسی زبان در ایران تعلق دارند. (روزنامه جام جم،7/8/87)

 می توان این گونه تصور کرد که گزارش یاد شده یا سایر گزارش های این چنینی مغرضانه است.می توان گفت چون سرقت های صورت گرفته، تعداد زیادی از کل تولیدات علمی کشور را تشکیل نمی دهد، پس نباید نگران بود و فعلاً موضوع، خیلی حاد نشده است.می توان دلخوش بود که در گزارش های منتشر شده در مورد تقلب های علمی، اسم دانشمند نماهای کشورهای مختلف جهان بیشتر از ایران است و فعلاً ما در ساحل امن هستیم. اما نباید فراموش کرد که تعداد کم تقلب های بر ملا شده نه تنها قبح عمل را از بین نمی برد بلکه آبرو و حیثیت علمی یک کشور را نیز زیر سؤال خواهد برد.

2 نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 16:15  توسط سعید هداوند  |