تبليغاتX
ناگفته های مدیریتی

کاش می شد کسی ساز نزند!

  1. نقل است که « تلاش شبانه دزدی برای باز کردن درب خانه ای، همسایه را بیدار کرد. دزد در پاسخ به سؤال همسایه که از او پرسید چه می کند، گفت در حال ساز زدنم! و وقتی مورد مؤاخذه قرار گرفت که این چه سازی است که صدا ندارد، گفت که صدای آن فردا بلند خواهد شد!

 2.  حالا این حکایت شده مصداق کم کاری برخی کارکنان و مدیرانی که این روزها مصادیق اش بسیارند و صدای ناخوش سازشان را حتماً خیلی ها شنیده و از آن رویگردان شده اند. به قول یکی از دوستان« تلخ تر از آنچه کم کاری ها پیش چشم می آورند، بی مسئولیتی مدیران در مواجهه با چنین رویدادی است و در نتیجه پدید آمدن این احساس که اگر کار نکردی و بر سنوات شغلی ات افزودی، پس تو باهوشی و زرنگ!»

 و چنین است که به گمان من، امروز دردناک تر از بی حرمتی به قوانین، ارزش شدن دور زدن قانون است و مفتخر شدن به اینکه « زدیم و رفتیم و دُم به تله ندادیم»

 3. معتقدم که ضعیف تر بودن مدیر از کارمند [به جهات مختلف علمی، اجرایی، اخلاقی و ...] هزار و یک زیان پیدا و نهان دارد. در این میان شاید مهمترین پیامدش این باشد که باب اصلاح و تغییر بسته می شود و بر این اساس است که مدیر ضعیف نمی پذیرد که در نتیجه این سرپوش نهادن هاست که هر روز در گوشه و کنار سازمانش چه استعدادها و پتانسیل هایی که قربانی همین ندانم کاری ها شده و حیف می شوند.

و بسیار باعث تأسف است برای کشوری که به استناد برنامه های توسعه اش، داعیه طلایه داری در سطح منطقه را دارا می باشد، در هزارتوی سازمان هایش، روزانه صدها نه بلکه هزارها صدای قانون شکنی که معلوم نیست چگونه اینقدر برای گوش هایمان عادی شده است به گوش می رسد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 17:12  توسط سعید هداوند  | 

نقدی بر نقشه جامع علمی کشور

 حتماً جملاتی نظیر:«جمهوری اسلامی ایران مقام اول تولید علم پزشکی در خاورمیانه را کسب نمود یا در فلان یا بهمان رشته علمی در سطح کشورهای اسلامی مقام نخست را به دست آوردیم» یا عباراتی شبیه به این را بارها از زبان مسئولان علم و فناوری کشور شنیدید و البته بعداً در جواب این پرسش که چگونه، چطور و با کدام شاخص این موفقیت ها اندازه گیری شده اند؟ مشخص می شود که تنها معیار، تعداد مقالات ارایه شده به ISI است!

تأکید و مانور بیش از اندازه بر این شاخص [تعداد مقالات ISI]، کار را به جایی رسانده که برخی از افراد مؤثر در سیاستگذاری های علمی کشور در مصاحبه های مختلف، مدعی شدند که با هدف قراردادن تعداد مقالات ISI در پیش نویس نقشه جامع علمی کشور، می توان اهداف سند چشم انداز 20 ساله را در عرض 5 سال تأمین نمود!!

اکنون که این ادعا با انتشار پیش نویس نقشه جامع علمی کشور، رسمیت به خود گرفته است، با قوت می توان گفت «هدف علم را گم کرده ایم.» هدف علم، همان طور که در تمام ادوار تاریخ آمده است، آسان تر کردن زندگی بشر می باشد و  بدیهی است که این هدف وقتی به دست می آید که علم طوری در همه شئون زندگی [دست کم در شئون مادی] رسوخ کند که اثر آن را در زندگی مردم مشاهده کنیم.

مثلاً وقتی می گوییم ایران 1404 « کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه» در پزشکی معنی اش این می شود که در خدمات بهداشتی و درمانی، وضعیت بیمارستان ها، استفاده از تکنیک های نوین در پزشکی، شناخت دقیق و تلاش برای درمان بیماری ها، ایران در منطقه بی نظیر خواهد بود. و این اصلاً به این معنی نیست که تعداد مقالات ما در این یا آن ژورنال علمی چقدر باشد.

البته بدیهی است که افزایش مقالات، یکی از شروط مهم برای توسعه علمی است اما نه تا بدانجا که همه عوامل توسعه یافتگی را در آن خلاصه کنیم. نگاهی به وضعیت بیمارستان های کشور و نحوه سرویس دهی آنها و مسیر اقدامات درمانی صورت گرفته در آن به خوبی نشان می دهد که آیا ما در پزشکی در سطح اول منطقه قرار داریم یا نه؟ [ و در سایر حوزه ها نیز قس علیهذا...]

علم برای علم و پژوهش برای پژوهش به تنهایی دردی را دوا نخواهد کرد. هر دو باید در متن زندگی مردم جاری شوند. دلخوش کردن به رتبه های خیالی ما را از واقعیت ها دور خواهد کرد. شاید بهتر باشد در کنار معرفی کردن پیشرفت های علمی به مردم، وضعیت سایر کشورهای دنیا را هم به آنها بگوییم و صراحتاً اعلام کنیم که بین شاخص رفاه اجتماعی با حجم تولید علم تفاوت زیادی وجود دارد.

2 نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 0:15  توسط سعید هداوند  |