پایان تمام محدودیت ها،با سرعت برانید!
1. شاید برایتان پیش آمده باشد که در حال راندن اتوموبیل تان در خیابان یا بزرگراه هستید که ناگهان صدای آژیر بلند آمبولانسی را می شنوید که راننده آن از شما می خواهد که مسیر را برای حرکت او باز نمایید.
2.«سرعت» شاخصی است که در برخی مشاغل نقشی بسیار پر اهمیت دارد. یعنی اساساً اگر مورد توجه قرار نگیرد وجود آن شغل و خدمت را نمی توان متصور بود. مثلاً مگر می توان پزشکی را تصور کرد که در مواجهه با مصدومی رو به مرگ از خود واکنش نشان ندهد یا خانه ای را در حال سوختن دید و انتظار نداشت که خودروهای آتش نشانی با حداکثر سرعت در حرکت باشند؟
3. حتی اگر تجربه یک روز حضور در سازمان ها و مراکز دولتی را هم داشته باشید حتماً تأیید می کنید که ازدحام و شلوغی جمعیت مراجعه کننده پیش چشم ترین مشکل جاری می باشد. این روزها اغلب سازمان ها به واسطه رشد جمعیت از یکسو و توسعه نیافتن دولت الکترونیک از سوی دیگر، با ترافیک کلافه کننده ارباب رجوع روبرو می باشند و در این بین هستند کارمندانی که به جای سرعت بخشیدن به کارها، در ازدحام و شلوغی مراجعه کنندگان گم شده و اثری از خود بر جای نمی گذارند!، با این وصف اگر برای خودمان بابت هدر رفتن عمرمان در ترافیک نگران باشیم، حتماً باید برای آنها که از این نقیصه به نفع خود بهره برداری نموده و آن را توجیهی مناسب برای کم کاری اشان می دانند صد چندان متأسف باشیم و ...
4. راستی شما جزو کدام دسته از شهروندان هستید. آنهایی که با شنیدن صدای آژیر آمبولانس کنار کشیده و راه را باز می کنند یا آنهایی که عصبی می شوند و به سختی راه را باز می کنند و یا دسته سوم که اول راه را باز می کنند و بعد به صف اتوموبیل های پشت سر آمبولانس می پیوندند تا از این تراژدی استفاده ای هم برده باشند؟!
یک سوزن به خود!
اولین کنفرانس تخصصی «آموزش مهندسی ایران در 1404» در 22 و 23/2/88 در دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار گردید. اینجانب نیز در این کنفرانس در خصوص موضوع «لزوم نوآوری در آموزش های مهندسی» به ایراد سخنرانی پرداختم.
اگرچه اینجانب و سایر سخنرانان محترم از ضرورت تحول در آموزش های مهندسی سخن گفتیم، اما واقعیت این است که کمتر امید دارم که تأثیرات و نتایج این سخن ها در عرصه عمل مشاهده شود. برای وقوع این امر دلایل متفاوتی می توان برشمرد. اما آنچه که می خواهم به آن بپردازم موضوع خنثی و بی عمل بودن برخی از مسئولین آموزش و واحدهای تحت امر آنها در تداوم و تشدید چالش های آموزشی سازمان می باشد.
سابق بر این مدیران سنتی را به محافظه کاری در گفتار و رفتار متهم می کردیم. اما امروزه بخش وسیعی از مدیران و کارشناسان آموزش که اکثریت شان را تحصیل کردگان رشته های مدیریت تشکیل می دهند و به لحاظ حرفه ای بسیار مجرب می باشند، از شدت محافظه کاری در رساندن نظرات کارشناسی اشان به گوش رؤسا، دست سنتی ها را از پشت بسته اند!
در اغلب موارد شاهد بوده ام که مسئولین آموزش به دلیل حاکم بودن روحیه محافظه کاری بر آنها حتی از در میان گذاشتن صریح، شفاف و رو در روی مشکلات و کمبودهای واحدهای خویش به بهانه تکراری« فعلاً وضعیت حساس است» خودداری ورزیده و از ساده ترین و بی تأثیرترین روش یعنی مکاتبه با مراجع ذی ربط که معمولاً هیچگاه وقت و حوصله ای برای خواندن این گونه عریضه ها را ندارند و اکثراً با یک هامش نویسی کوتاه و کلیشه ای آن را به بایگانی سازمان می سپارند متوسل می شوند.
با این وضعیت، به هر اندازه خوش بین باشیم باید بپذیریم که چشم انداز امیدوار کننده ای در برابرمان نیست و دقیقاً به همین دلیل است که می بایست دست از محافظه کاری افراطی کشیده و ضمن مواجهه شجاعانه درباره مشکلات و خطرهایی که موجودیت آموزش را تهدید می نماید، با رویکردی دیگر به آن نگریسته که این خود مهمترین عامل در نوآوری و اثر بخشی آموزش های سازمانی خواهد بود.
به بهانه برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب
1. مهمترین مناسبتی که تا چند روز آینده بخش وسیعی از مردم کشور را به خود مشغول خواهد نمود، برگزاری بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران می باشد. خوبی این گونه مناسبت ها این است که یادت می اندازد که کشورت از چه پیشینه و غنای علمی و فرهنگی برخوردار بوده و چه مفاخری را در خود پرورش داده است. از عطار و مولانا و خوارزمی گرفته تا سپهری و پروفسور حسابی و دکتر قریب تنها نمونه کوچکی از هزاران ستاره بی بدیل علمی و فرهنگی این آب و خاک هستند که ایران و جهانیان را از خدمات خود بهره مند ساخته اند.
2. آنچه که از مطالعه تاریخ و سیر تکامل کشورها درک می شود آن است که «کتاب»، «مطالعه» و «پژوهش» نقش غیر قابل انکاری در شکل گیری پیشرفت های علمی و فرهنگی دنیا داشته است. با توجه به این مهم اما به نظر می رسد فقط اختصاص یک یا دو هفته در سال به مقوله کتاب و کتابخوانی برای ایرانی که در حال گذار به توسعه علمی می باشد کافی نبوده و به هیچ وجه زیبنده نیست. توجه به این گونه مناسبت ها وقتی می تواند تأثیری به مراتب بیشتر در جغرافیای فرهنگی ایران داشته باشد که با برنامه ریزی های دقیق و اجرای هدفمند پیوند خورده باشد.
3. روزها از پی هم می آیند و می روند، مثل همه روزهایی که گذشتند. اما خوب که در روزهای سپری شده دقیق شوی در می یابی که هنوز نه تنها برای ترویج فرهنگ کتابخوانی برنامه ریزی خاصی از سوی نهادهای متولی صورت نگرفته، بلکه تدوین استراتژی مشخص برای افزایش سرانه مطالعه در کشور نیز آن گونه که باید و شاید مورد توجه مسئولان ذی ربط نمی باشد.
برای شاهد مثال آوردن نیاز به طی کردن راهی دور و دراز نیست تا نشان دهیم که مثلاً آلمانی ها چگونه رتبه نخست کتابخوانی را در دنیا در اختیار دارند و یا اینکه چگونه کتاب جزو هدایای اصلی مردم به یکدیگر درآمده است. حالا بگذریم از اینکه شهر فرانکفورت به واسطه نمایشگاه بین المللی کتابش به یکی از مقاصد گردشگری علمی دنیا تبدیل شده است.
4. به نظر می رسد اکنون زمان آن فرا رسیده تا به مقوله نمایشگاه بین المللی کتاب فراتر از برپایی چند غرفه و عرضه چند جلد کتاب نگریسته شود. توجه به تجربیات سایر کشورها و استفاده ابزاری از نمایشگاه برای فراهم آوردن مقدمات لازم جهت بهره برداری از همه امکانات در توسعه علمی و فرهنگی کشور می تواند به هدفمند شدن و برنامه داشتن برای برپایی و استفاده از این گونه نمایشگاه ها کمک نماید.
چند روز دیگر بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار خواهد شد. تنها کاری که از دست من نویسنده بر می آید یادآوری اهمیت این موضوع و تأکید بر فرانگری آن است. مابقی کارها انگار باید در جای دیگری سامان یابد.