به بهانه برگزاری اولین کنفرانس بین المللی مدیریت آموزش
1. «آرزو دارم مدیریت را به مفهوم واقعی، علمی بدانیم، بخوانیم و عمل کنیم». گاهی شما برخی جملات را می شنوید که در عین سادگی مفهومی عمیق دارند و از اتفاقی پر اهمیت حکایت می کنند. از این جمله، نکته همین بود که خواندید. خاطره ای از مرحوم دکتر محمد احدیان که در خلال درس از آرزوهایش نیز می گفت. ساده و عمیق!
2. یک سری از کارها هستند که اگر انجام شوند یا نشوند چیزی از شما کم نخواهند کرد. برای مثال شما می توانید در ازای خدماتی که دریافت می کنید قدر شناس باشید. می توانید هم نباشید. به ظاهر چیزی از کف نخواهید داد. اما نوع مواجهه تان، تأثیر فراوانی بر زندگی شخصی و کاری خودتان و دیگران خواهد گذاشت.
3. در وبلاگی می خواندم که «در فرنگستان، آرایشگری دو مراجعه کننده اش را به دلیلی،رایگان اصلاح کرد. اولی که اهل آن دیار بود فردا دسته گلی و هدیه ای مقابل مغازه آرایشگر گذاشت و دومی که مهاجر بود با جمعی از دوستان و هم وطنانش صبح زود مقابل مغازه آرایشگر جمع شده و با ناسزا گویی می گفتند که چرا امروز دیر به سرکار آمده تا بقیه را هم رایگان اصلاح نماید.» و این تمثیلی است در مذمت بی میلی به تقدیر و قدر شناسی.
4. فکر می کنید شنیدن خبر برگزاری اولین کنفرانس بین المللی مدیریت آموزش، چه حسی میان مخاطبان ایرانی و بعضاً غیر ایرانی بوجود می آورد؟ جز این است که مدیران و مدیریت ایرانی را رو به تعالی متصور خواهند شد؟ جز این است که فردا روزی اگر در مواجهه با شمای مدیر، موضوع مدیریت را پیش کشیدند، نظرتان را صائب خواهند دانست و احترام برایش قائل خواهند شد؟ جز این هاست؟
5.همانطور که گفتم «قدر شناسی» از خصایص اخلاقی آدمیان است. بر این اساس ادب حکم می کند که به بهانه برگزاری کنفرانس یاد شده، دست مریزادی به برگزارکنندگان آن بگوییم. چرا که ابعاد علمی این اتفاق آنقدر گسترده هست که با اطمینان می شود گفت، دستاوردهای این کنفرانس تأثیر گذار بر جامعه مدیران آموزش کشور است.
پی نوشت:
کنفرانس مذکور در ۲۸و ۲۹ مهر ۱۳۸۸ در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار می گردد.
مدیریت با طعم نظارت!
1. آیا تا به حال به این موضوع فکر کردید که چرا اغلب کارکنانی که دور از دسترس رؤسایشان هستند راندمان پایین تری دارند؟ یا چرا حضور مستقیم رئیس، بیشترین تأثیر را بر میزان کارکرد کارکنان دارد؟ یا اینکه چرا یکی از عمده ترین هزینه های سازمانی [بلکه کشوری] هزینه نظارت بر عملکردهاست؟ برای این سؤالات البته پاسخ های متعدد و متفاوتی را می توان یافت. اما مهمترین پاسخ قطعاً این است که « ساختار اغلب سازمان های ایرانی بسیار سنگین و حجیم شده و مسئولیت بخش قابل توجهی از امور در کف قدرت مدیران است» و خلاصه اینکه موضوعی به نام نظارت بر عملکرد هنوز به شکل مفهومی محقق نشده است.
۲. فرض کنید شما مدیری هستید در سطح کلان، با انبوهی از مسئولیتها، مدیری که به قاعده مدیریت ایرانی بیش از دو سوم وقتش در جلسات سپری شده و باقی مانده مجال کاری اش هم به حل امور جاری سیستم می گذرد. با این وصف حتماً حرکت به سمت نظارت به جای اجرا، توصیه مناسبی برایتان خواهد بود. این یعنی اینکه سیستم را بگونه ای طراحی کنید که به جای درگیر شدن در امور عملیاتی و اجرایی، بیشتر نقش نظارتی و هدایتی یافته و به خودتان فرصت تدبیر در امور و دقت در هدف گذاری ها را بدهید. به این ترتیب شما به دیگران هم فرصت اثبات توانمندی هایشان را داده اید.
۳. نکته اصلی این یادداشت در این است که اگر بناست از تصدی مدیران بر امور اجرایی کاسته شود، طبیعی ترین راه ممکن این است که مفهوم تفویض اختیار واقعاً محترم شمرده شود و البته شاخص های نظارت هم کیفی تر گردد. با این رویکرد شانس توفیق در برنامه ریزی ها بالاتر رفته و کارکنان احساس مشارکت بیشتری پیدا نموده و استعدادهای فراوانی مجال بروز می یابند. آن وقت حتماً با نبودن رئیس، شاهد زیردررویی کارکنان نخواهیم بود. و این تنها یکی از هزاران فایده ممکنه می باشد.
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
«علم برای علم و پژوهش برای پژوهش به تنهایی دردی را دوا نخواهد کرد.علم و پژوهش باید در زندگی مردم جاری شوند» این عبارت، کلیدی ترین واژه ای است که به مناسبت های مختلف در سخنرانی ها، مقالات و یادداشت های گوناگونی که نوشته ام همواره به زبان آورده ام.
اکنون که با فرا رسیدن ماه مهر، آغازین برگ های تقویم دانشگاهی نیز ورق خورده و دانشگاه ها پس از یک رخوت سه ماهه بار دیگر به عنوان مراکز اصلی علم و پژوهش در متن جامعه جریان پیدا نموده اند، لازم است تا بار دیگر با مرور عبارت بالا چند نکته دیگر را نیز بدان افزود:
1. دانشگاه ها به عنوان مراکز تولید علم می بایست پیشتاز ارتباط با متن جامعه باشند. ولی شواهد و قرائن حاکی از آن است که اغلب دانشگاه ها عمدتاً درون حصاری از اطلاعات و آموخته های سنتی و قدیمی گرفتار آمده و از درک نیازهای واقعی و مشکلات عمومی جامعه دور مانده اند. این ادعایی گزاف نیست و برای اثبات آن می توان به فهرست تحقیقات و پژوهش هایی که دانشگاه ها هر ساله در قالب طرح های پژوهشی یا پایان نامه های دانشجویی انجام می دهند مراجعه کرد و روشن ساخت که چند مورد از آنها مستقیماً با نیاز های مردم و جامعه مرتبط هستند و چند مورد صرفاً به منظور تولید علم صورت گرفته اند.
2. مشکل دیگر به انجماد سرفصل ها و محتواهای آموزشی بسیاری از دروس باز می گردد. تغییرات فناوری و تحولات پیرامونی، بازنگری و به روز نمودن منابع آموزشی را الزامی می سازد. اما گاهی اوقات این بازنگری چنان به طول می انجامد که محتوای مذکور بیشتر حالت تاریخ یک رشته یا موضوع علمی را پیدا می نماید. برای نمونه هنوز هم در اغلب دانشگاه های کشورمان در رشته تکنولوژی آموزشی، نحوه کاربری وسایلی نظیر اورهد، اُپک، فیلم استریپ، طلق شفاف و ... آموزش داده می شود که مشخصاتی غیر قابل هضم برای دانشجوی امروز دارد. همین مسئله با درجاتی متفاوت برای سایر رشته های علمی در دانشگاه ها مصداق دارد.
3. اگر قرار است ایران در افق 1404، تبدیل به قطب علمی، اقتصادی و فناوری گردد، باید طور دیگری اندیشید. سیستم علمی و تحقیقاتی کشور در رویارویی با نوآوری ها و تازه های علمی باید چالاک و جسور باشد نه اینکه زمانی با آن مواجه شود که منقضی شده و تازه های دیگری جایگزین آن گردیده اند. ارتباط صنعت و دانشگاه باید تقویت شود نه اینکه این ارتباط بطور صوری و با تشکیل دفتری به همین نام شکل گیرد. تولید مقاله توسط دانشجویان[به عنوان بدنه دانشگاهی کشور] باید مورد توجه قرار گیرد نه اینکه سیستم موجود او را به سمتی سوق دهد که به صورت صوری هم که شده اسم یک استاد یا مدرس دانشگاهی را در کنار مقاله اش درج نماید تا قابلیت ارایه در کنفرانس ها یا انتشار در مجلات تخصصی را پیدا نماید. ارزیابی تولیدات علمی کشور باید از یک مکانیزم منطقی و منسجم برخوردار باشد نه اینکه .....
منصف باشیم! پیشرفت علمی کشور فقط با ارایه آمار و ارقام صورت نمی پذیرد. لازمه این کار مقداری جسارت و کمی درک درست از تحولات علمی منطقه و جهان است.
ناهار مجانی!
اگر شما جزو آن دسته افرادی هستید که اعتقاد دارند این وظیفه دوستانشان است که به آنها زنگ بزنند و جویای احوالشان شوند، لطفاً این یادداشت را نخوانید! چون این یادداشت یک دعوت به «ناهار مجانی» است.البته این فقط یک دعوت مجازی است، پس لطفاً آن را برای اهداف مادی نخوانید!!
1. «ناهار مجانی» یک مفهوم اقتصادی است که از آن برای محاسبه هزینه منفعت فعالیتهای اقتصادی می توان بهره برد.مثال ملموس آن، وامهای قرض الحسنه بانک ها است. عموماً تصور می شود از آنجا که نرخ بهره این گونه وام ها از نرخ بازار کمتر می باشد، پس قسمتی از وام، مجانی [بدون بهره] خواهد بود. در حالی که هزینه های جانبی دسترسی به به این وامها، قیمت واقعی آنها را معادل با بهره بازار آزاد می کند.
2. اگر بخواهیم از این مفهوم در مدیریت منابع انسانی استفاده کنیم، بهترین محل بکارگیری آن، واحدهای جذب و گزینش کارکنان می باشد. همه سازمان ها برای استخدام و جذب نیرو، از تعداد زیادی متقاضی دعوت به عمل می آورند. در حالی که در اغلب موارد در چند جمله اول مصاحبه مشخص می شود که اکثر آنها مناسب شغل مورد نظر نیستند.[ که البته آن چند جمله می توانست پشت تلفن یا حتی از طریق Email باشد]
معمولاً سازمان ها به اتلاف وقت و هزینه دعوت شدگان اهمیتی نمی دهند. زیرا ظاهراً سازمان هزینه ای متحمل نشده [ واین یک ناهار مجانی است!] اما اگر به دقت بررسی شود مشخص خواهد گردید که تعدادی از دعوت شدگان، به مصاحبه نیامده و حاضر نمی شوند این ریسک را بپذیرند که وقتشان را برای مصاحبه ای نامعلوم هدر دهند.
و جالب اینجاست که معمولاً مناسب ترین افراد در بین همین ها هستند. در واقع سازمان برای جمع آوری رزومه ها و دعوت عده زیادی از آنها هزینه زیادی کرده است اما هیچ تلاشی برای جلب اعتماد دعوت شدگان نکرده تا در مصاحبه حضور یابند و به اصطلاح، در این مرحله از بازی، نوبت سازمان بوده که برای قانع ساختن مصاحبه شونده [به قبول ریسک] تلاش کند. پس باید هزینه های دعوت شونده را نیز لحاظ می کرد.
3. همانطور که ملاحظه کردید مهمترین و بیشترین هزینه های پنهان، هزینه های فرصت و هزینه های اعتقاد هستند. حالا خودتان سعی کنید تا چند ناهار مجانی دیگر پیدا کنید و سپس هزینه های لحاظ نشده اش را بیابید. شاید بهره وری کارتان با همین مفهوم ساده اقتصادی امکان پذیر باشد و نیازی به اثبات آن با استفاده از اعداد مبهم نباشد!!