چشم ها را باید شست...
اصولاً ما ایرانی ها آدم های جالبی هستیم. عادت های رفتاری خاصی برای خودمان داریم. عادت هایی که گاه قرینه اش را می توان در بسیاری از کشورها یافت. مثلاً دوست نداریم فیش حقوقی امان را کسی ببیند و گاه حتی آن را به منزل هم نمی بریم! این از جمله همان عادت هاست که در کمتر کشوری دیده می شود.سخن گفتن از درآمد یک فرد در یک کشور صنعتی امری کاملاً عادی و طبیعی است و از آنجا که تولید ثروت ارزش می آفریند، اتفاقاً هر شهروندی که درآمد بالاتری کسب کرده باشد با شور و هیجان بیشتری از این موفقیت سخن می گوید.
جالب تر این جا است که چنین تفاوت سلیقه ای وقتی کاملاً به چشم می آید که در مقیاس بزرگتر هم اثر خود را بگذارد. مثلاً شما در ایران، کمتر مدیری را پیدا خواهید نمود که حاضر باشد در مورد درآمد و هزینه های مجموعه اش اطلاعات درستی در اختیار بگذارد. در حالی که در کشورهای توسعه یافته، اطلاعات مالی تمام سازمان ها این چنین پشت درهای بسته قرار ندارد. امتحان این موضوع کار چندان دشواری نیست. شما می توانید با مراجعه به اینترنت بسیاری از این دست اطلاعات را به سادگی استخراج نموده و شفافیت را حس کنید. این شفافیت اتفاقاً در مورد شرکت های خصوصی مصداق پر رنگ تری دارد. شرکت هایی که علاوه بر مردم برایشان مهم است که رقبا هم بدانند از چه توانمندی هایی بهره مند هستند.
شاید مشکل اصلی این جا است که ما برای شفاف بودن هنوز دلایل قانع کننده ای پیدا نکرده ایم. شاید نمی دانیم که چرا باید شفاف سازی کنیم یا اینکه چرا برابر شفاف سازی مقاومت می کنیم؟ می خواهیم مالیات کمتری بدهیم؟ می خواهیم کسی از دارایی امان مطلع نشود؟ می خواهیم موقعیت مان متزلزل نگردد؟
مسأله این است که ما هنوز به ارزش صداقت و تاثیر آن بر پیشرفت کل جامعه پی نبرده ایم. اگر برخی از این دست عادت ها به کنار گذاشته شوند، زمینه شکل گیری ارزش هایی چون تولید «علم و ثروت» را پدید می آورند. ثروتی که می تواند هم ضامن زندگی خوب شخصی باشد و هم عامل رشد اجتماعی. ثروتی که حتماً می تواند در خدمت حرکت کردن جامعه در مسیر کمال قرار گیرد. مسیری که به واسطه شفافیت و صداقت در امور، گام اول آن را برداشته اید.