تبليغاتX
ناگفته های مدیریتی

در حسرت روزهای بهاری

 صبح دیروز،مدیر اجرایی ماهنامه.....،طی تماس تلفنی از بنده جهت حضور در سی و پنجمین شورای علمی نشریه دعوت بعمل آورد. بر آن شدم تا دعوت را اجابت کرده و رأس ساعت مقرر در محل حاضر شدم. عادت کرده بودم به اینکه به رسم معمول، جلسه با کمی تأخیر آغاز شود. به همین دلیل، تأخیر 15 دقیقه ای سردبیر محترم نشریه را به حساب ترافیک و سایر بهانه های معمول گذاشتم.

 ولی این انتظار گویا قرار نبود که به سر رسد. ساعت 17:00 به 17:30 رسید و عقربه دقیقه شمار خط عمود را هم گذراند. اعضای جلسه که عموماً اهل قلم و اندیشه بودند نیز چون من منتظر بودند که غایب محترم حاضر شده و در خصوص آنچه که در دعوتنامه اطلاع رسانی شده بود هم اندیشی نماییم.

 عقربه ها از 17:30 نیز گذشت و به 18:00 رسید. همچنان غایب محترم نیامد. از آنجا که انتظار بیشتر را بی حاصل یافتم از حضور در جلسه منصرف شده و به منزل بازگشتم.در مسیر بازگشت به این فکر می کردم که این همه عقب ماندگی تاریخی از آن است که ما هیچگاه زمان را در نیافتیم و از این بابت است که زمان نیز هیچگاه ما را در نیافته است.

 و البته من هنوز امیدوارم که حداقل نسل آینده از این بی نظمی و بی برنامه گی جان سالم به در برد.

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 0:24  توسط سعید هداوند  |