شهرالکترونیک، آلودگی هوا و زیکو!
1. شرایط زندگی این روزها نسبت به گذشته کاملاً متفاوت شده است. اگر تا چند سال قبل کامپیوتر یک کالای لوکس به شمار می رفت و برخی خانواده ها در اختیار داشتن آن و یا آشنایی با نحوه کاربری اش را مایه مباهات و فخر فروشی به دیگران می دانستند، امروزه به مدد پیشرفت اعجاب انگیز تکنولوژی و افزایش سطح سواد مردم، پدیده دیروز به موضوعی عادی و حتی پیش افتاده تبدیل گردیده است.
2. این روزها که معضل آلودگی هوا ذهن مردم را به خود مشغول کرده و مسئولان امر، توسعه دولت الکترونیک را مهمترین راهکار مواجهه با این معضل می دانند، با شنیدن مصاحبه یکی از مسئولان محترم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در تلویزیون که ازخدمات ارزنده این وزارتخانه در ایجاد ساختار دولت الکترونیک و آمادگی برای تبدیل تهران به شهر الکترونیک سخن می گفت، برآن شدم تا چند نکته را متذکر شوم:
- اگر از اظهارات این مسئول محترم که سرعت 56 کیلو بایت را برای کاربران اینترنت کافی می دانست! بگذرم، از ضریب نفوذ 30 درصدی اینترنت در ایران، تفاوت چشمگیر میزان پهنای باند در کشور با آنچه برای استفاده از سرویس های اینترنتی مختلف چون تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، آموزش مجازی و... مورد نیاز است، سرعت پایین و کیفیت نامناسب اینترنت و سایر اشکالات متعددی که در ارایه خدمات الکترونیکی به مردم وجود دارد نمی توان گذشت. اشکالات متعددی که بسیاری از آنها بیشتر از آنکه مرتبط به مردم باشد، مربوط به دیدگاه مسئولانی است که باید ارایه دهنده این خدمات باشند.
- وزارت ارتباطات و فناوری مطابق با قانون برنامه چهارم توسعه و مصوبات مجلس شورای اسلامی، متولی فناوری اطلاعات در کشور است و از قضای روزگار، برنامه ریزی های همین وزارتخانه محترم بزرگترین مانع بر سر راه ایجاد دولت الکترونیک و ارایه خدمات الکترونیکی به مردم است.
3. این پارادوکس سؤال برانگیز را با ذکر این حکایت به انجام می رسانم که روزی مسئولان یکی از شهرها برای بازی افتتاحیه استادیوم تازه تأسیس خود از تیم ملی برزیل دعوت به عمل آوردند. قبل از بازی سرمربی تیم به بازیکنان خود توصیه کرد که مواظب «زیکو» بازیکن شمار 10 برزیل باشند و به او اجازه ندهند تا صاحب توپ شود. دقایقی از بازی نگذشته بود که «غضنفر» به اشتباه اولین گل را وارد دروازه تیم خودی کرد. چند دقیقه بعد شاهکار غضنفرخان کامل شد و دومین گل هم وارد دروازه خودی شد. اینجا بود که سرمربی تیم فریاد برآورد که بابا، بی خیال زیکو شوید و غضنفر را بچسبید!!