یک سوزن به خود!
اولین کنفرانس تخصصی «آموزش مهندسی ایران در 1404» در 22 و 23/2/88 در دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار گردید. اینجانب نیز در این کنفرانس در خصوص موضوع «لزوم نوآوری در آموزش های مهندسی» به ایراد سخنرانی پرداختم.
اگرچه اینجانب و سایر سخنرانان محترم از ضرورت تحول در آموزش های مهندسی سخن گفتیم، اما واقعیت این است که کمتر امید دارم که تأثیرات و نتایج این سخن ها در عرصه عمل مشاهده شود. برای وقوع این امر دلایل متفاوتی می توان برشمرد. اما آنچه که می خواهم به آن بپردازم موضوع خنثی و بی عمل بودن برخی از مسئولین آموزش و واحدهای تحت امر آنها در تداوم و تشدید چالش های آموزشی سازمان می باشد.
سابق بر این مدیران سنتی را به محافظه کاری در گفتار و رفتار متهم می کردیم. اما امروزه بخش وسیعی از مدیران و کارشناسان آموزش که اکثریت شان را تحصیل کردگان رشته های مدیریت تشکیل می دهند و به لحاظ حرفه ای بسیار مجرب می باشند، از شدت محافظه کاری در رساندن نظرات کارشناسی اشان به گوش رؤسا، دست سنتی ها را از پشت بسته اند!
در اغلب موارد شاهد بوده ام که مسئولین آموزش به دلیل حاکم بودن روحیه محافظه کاری بر آنها حتی از در میان گذاشتن صریح، شفاف و رو در روی مشکلات و کمبودهای واحدهای خویش به بهانه تکراری« فعلاً وضعیت حساس است» خودداری ورزیده و از ساده ترین و بی تأثیرترین روش یعنی مکاتبه با مراجع ذی ربط که معمولاً هیچگاه وقت و حوصله ای برای خواندن این گونه عریضه ها را ندارند و اکثراً با یک هامش نویسی کوتاه و کلیشه ای آن را به بایگانی سازمان می سپارند متوسل می شوند.
با این وضعیت، به هر اندازه خوش بین باشیم باید بپذیریم که چشم انداز امیدوار کننده ای در برابرمان نیست و دقیقاً به همین دلیل است که می بایست دست از محافظه کاری افراطی کشیده و ضمن مواجهه شجاعانه درباره مشکلات و خطرهایی که موجودیت آموزش را تهدید می نماید، با رویکردی دیگر به آن نگریسته که این خود مهمترین عامل در نوآوری و اثر بخشی آموزش های سازمانی خواهد بود.